سردار شهید منوچهر عباسی، 20 آبان سالروز شهادت فرمانده عملیات سومار - نفت شهر و گیلان غرب
آن چیزی که درقاموس شهداء معنا نداشت دنیا طلبی و متعلقات دنیا بود، با آنکه حکم فرماندهی داشت ولی تمامی مکاتباتش باعنوان سرپرست سپاه پاراف میشد و این نشانگر فهم و درک صحیح ایشان از دفاع در اسلام است.
به گزارش خبرگزاری حیات، شهید منوچهر عباسی در سال 1333در روستای تمیانه از توابع شهرستان اسلام آباد غرب به دنیا آمد.منوچهر همانند معنی اسمش بسیار خوشرو وزیبا بود که در بین اقوام وآشنایان بسیار دوست داشتنی و همچنین شجاعت او زبان زد خاص عام بود. شهید عباسی بعد از دوران ابتدایی برای ادامه تحصیل به شهرستان قصرشیرین عزیمت کرد وتا دیپلم در آنجا ادامه تحصیل داد شهید عباسی علاقه شدیدی به ورزش کشتی داشت ودر این زمینه افتخاراتی نیز کسب کرد. شهید منوچهر عباسی در دوران دبیرستان با مسائل سیاسی آشنا شد و در همان سن مبارزات خود را علیه رژیم پهلوی آغاز کرد که دوبار توسط مامورین سفاک ساواک دستگیر و زندانی شد که در این ایام به علت محدودیت که برای او ایجاد شده بود به جنوب عزیمت کرد وبه علت تسلط به زبان انگلیسی در یک شرکت خارجی به عنوان مترجم به کار گرفته شد. شهید عباسی با توجه به اینکه با خارجی ها در ارتباط بود، این ارتباط تأثیری بر اعتقادات او نگذاشت و همواه به عنوان مقلایه امام خمینی(ره) اقدام به پخش اعلامیه و عکس امام کرد تا اینکه تظاهرات ضد پهلوی اوج گرفت شهید عباسی یکی از افرادی بود که تظاهرات را سازماندهی می کرد وبا پیروزی انقلاب مدتی به عنوان رئیس جهاد اسلام آباد منسوب شد و در زمان آغاز جنگ تحمیلی به عنوان فرمانده سپاه عملیاتی در غرب انتصاب شد که در این ایام همراه شهیدان ریزوندی و شهبازی دو یار دیرینش با عملیاتهای چریکی به داخل خاک عراق رفتند و ضربات محکمی بر دشمن وارد کردند، شهید عباسی یکی از کسانی بود که بنیاد جنگ های نا منظم را به همراه دکترشهید چمران نهاد همین امر باعث شد که شهید عباسی یکی از محدود کسانی باشد که در اویل جنگ توانست عده کثیری از سربازان عراقی را به اسارت در آورد، شهید عباسی همواره بنی صدر را خائن خطاب کرد. تا اینکه شهید بزرگوار همت به باز پس گیری منطقه چقالوند داشت که 6 روز بعد از شهادت پسر عمه شهیدش شهید شاهین سید محمدی در تنگه حاجیان که هم اکنون تنگه شهید عباسی نامگذاری شده است به فیض عظیم شهادت نائل شد. فعالیت سیاسی ضد رژیم پهلوی غزبان رشیدی از اهالی زادگاه شهید چنین می گوید که شهید عباسی به عنوان مترجم در شرکت "باتیمان بلیچ"با خارجیها کار می کرد. نزدیک به ۵۰نفر از مردم روستاهای اطراف زادگاهش مشغول بکار کرده بود شب ها برای تشکیلات ضدرژیم بیرون می رفت ماها خیلی ترسیدیم هم برای سلامت خودش وهم اینکه اگر اتفاقی می افتاد ما بی صاحب می شدیم(شهید منوچهر بعد از دوبار دستگیری توسط ماموران سفاک ساواک به جنوب رفت وبه گروه منصورون که صف مقدم مبارزین بود پیوست) بی ارزش بودن مقام دنیوی برای شهدا آن چیزی که درقاموس شهداء معنا نداشت دنیا طلبی ومتعلقات دنیا بود هم گونه که شهیدچمران می گوید ما دنیا را سه طلاقه کرده ایم . با آنکه حکم شهید منوچهر عباسی فرمانده بوده ولی تمامی مکاتبات ایشان باعنوان سرپرست سپاه پاراف شده و این نشانگر فهم و درک صحیح ایشان از دفاع در اسلام است که همه با هم بردارند و زرق و برق دنیا و پست و مقام برای مجاهد فی سبیل الله معنا ندارد!!؟ خاطرات همرزمان و دوستان شهید عباسی *استاد دانشگاه و هنرهای رزمی اقای ایمانی، چون سپاه آن موقع امکانات کم داشت سپاه شهرهای مرزی به شدت اسیب دیده بودند و آقا منوچهر با همراه تعدادی از نیروها که چندین شب روز بدون خورد و خوراک جنگیده بودند در ارتفاعات گیلانغرب مستقر شده بود برای ترمیم سپاه وجذب نیرو به منطقه جهت تدارک عملیات باز پس گیری مناطق تصرف شده. آمد پیش شهید داریوش ریزوندی( مسول بسیج اسلام آباد) که سابقه رفاقت دیرینه با هم داشتند و از آن موقع بعنوان نیرو در خدمت ایشان بودیم و خیلی چیزها از ایشان یاد گرفتیم *حاج سلمان رنجبر: خدایا توشاهد هستید که این حرفها باخاطر رشادتهای خود شهید منوچهر است. بنده خودم با چشمهایم دیدم که شهید عباسی اورکت خودش چهار تا می کرد و خمپاره ۶۰ را روی سینه شلیک می کرد و همه میدانند که این کار هرکسی نیست زیرا خمپاره ۶۰ هم لگد دارد و هم اتش عقبه ولی ایشان توان این کار را داشت . *سردار احمدی پور: شجاعت بارز ترین خصوصیت شهید منوچهر عباسی بود، بنده هیچگاه به یاد نمیبرم که شهید عباسی زمانی که از یکی سرهنگهای ارتش تقاضای کمک میکرد و ظاهرا ایشان جواب سر بالا داده بودند که شهید عباسی پشت تلفن با لحن تندی خطاب به او گفتند مزدور خائن چرا پشتیبانی نمیکنید . زیرا زمان برگزاری یادواره شهید عباسی سردار احمدی پور فرمودند بایستی می نوشتید فرمانده دلاور سپاه نفت شهر(سومار و گیلانغرب) .ارتباط با شهید دکتر چمران
آوازه شجاعت و تدبیر شهید منوچهر پیچید و آمار اسرا عراقی دستگیر شده توسط نیروهای تحت امرش به تهران رسید. شهید دکتر چمران با اهداء یک قبضه کلت کمری.یک دستگاه بی سیم ویک عدد دوربین شکاری فرماندهی و یک دست کت وشلوار به ایشان دست مریزاد گفت که هم اکنون به یادگار موجود می باشند (ایشان قبل از جنگ نیز با دکتر چمران ارتباط داشته)
خلق رشادت
خلق رشادتهای شهید منوچهر باعث تعجب همگان گردید طوری قبل از شروع جنگ تحمیلی ایشان به عنوان فرمانده سپاه شهر مرزی و نفت خیز و بسیار استراتژیک نفت شهر و حومه انتصاب گردید و در تاریخ 16/۷/59 طی حکم دیگری به عنوان فرمانده عملیات سپاه سومار نفت شهر وگیلانغرب منصوب شد و این درحالی نظام به ایشان اعتماد کرد و حقیقتا خوش درخشید که بدنبال جریان پاوه و قضیه دمکرات و کومله بسیار مهم بود که یک جوان کرد بشود فرمانده تمام نیروهای اعزامی به غرب و ایشان باخون پاک خود ثابت کرد که این شایستگی راداشته است.